------

به پايگاه بزرگداشت مولانا خوش آمديد   


امروز ۱۳۸۷ جمعه ۱ آذر هجري شمسي معادل اِجُّمعَة ٢٢ ذو القعده ١٤٢٩
    
حضرت مولانا عبدالعزيز (رحمه الله) در سال 1295 هـ . ش /1335 هـ . ق / 1916 م در روستاي دپكور شهرستان سرباز واقع در جنوب شرقي بلوچستان به دنيا آمد
نام كاربري
رمز عبور
 
 
37  بازديد هاي امروز
4989
بازديدهاي اين ماه
20751  
مجموع بازديدها
18  
مجموع بازديد در حال حاضر
اسراء ومعراج ... رهبری نوین جهان
 اسراء سفر زمینی است که خداوند متعال آن را برای رسولش فراهم نموده بود، سفری که از مکه مکرمه بسوی بیت المقدس در شب انجام گرفت.
معراج سفری است که از بیت المقدس بسوی آسمانهای بلند، تا جائیکه برای هیچ انسانی قبل از پیامبر ( ص ) اتفاق نیفتاده است،انجام گرفت در این سفر پیامبر تا سدرة المنتهی؛ وجائیکه خدا خواست پیش رفت .
اسرا ومعراج ایستگاه مهمی در زندگی پیامبر ( ص ) و در مسیر دعوتش در مکه بشمار می آیند، زیرا پس از آنکه با مشکلات فراوانی از سوی قریش دست وپنجه نرم کرد، به سیدنا علی ( رض ) گفت : سرزمینی آماده تر از این سرزمین ( برای پذیرش دعوت اسلام ) نزد ثقیف یافتم، ثقیف اهل طائف بودند ، اما از آنها چنان برخوردی مشاهده نمودم که قابل وصف نیست ؛ به بدترین شکل ممکن وی را از سرزمین خویش راندند . غلامان ، دیوانگان و کودکانشان را بدنبال پیامبر ( ص ) براه انداختند تا به آزار واذیت پیامبر بپردازند ، پاهای مبارک پیامبر ( ص ) خون آلود گشت .
چرایی اسراء و معراج
پیامبر ( ص ) در حالی از شهر طائف خارج شد که پاهای مبارکش خون آلود شده بود ، اما این تنها سبب ناراحتی پیامبر ( ص ) نبود ، بلکه ( سخنان تند و همراه با مسخره اهل طائف ) بیش از هر چیزی قلب او را مجروح کرده بود . از این رو آن مناجات بلند و بلیغ را با پروردگارش کرد. سپس خداوند فرشته کوه ها را به محضر پیامبر ( ص ) فرستاد ، فرشته کوه ها گفت : اگر بخواهی این دو کوه ( که طائف در میانشان واقع است ) را در هم می کوبم ؟ . اما پیامبر ( ص ) این پیشنهاد را رد نموده و گفت : من امیدوارم که خداوند متعال از فرزندان اهل طائف بندگانی بوجود آورد ، که فـقط خدا را پرسـتـش نمایند و بـا وی شریکی نگیرند . بار الها قومم را هدایت فرما زیرا آنها نمی دانند .
خداوند متعال پس از آن حادثه ناگوار دو سفر مهم اسرا و معراج را جهت تسلی و دلگرمی پیامبر (ص) فراهم نمود . تا به وی بنمایاند اگر اهل زمان از تو روی گردانده اند ، اهل آسمان به تو روی آورده اند .
این سفر ضمن تسلی پیامبر آماده سازی ای بود برای مرحله بعدی ، زیرا پس از سه سال و در روایتی 18 ماه (تاریخ دقیق اسراء مشخص نیست اما یقینا قبل از هجرت اتفاق افتاده است ) واقعه بزرگ هجرت رخ داد .
زندگی بعد از هجرت ، زندگی توام با جهاد ، و مبارزه مسلحانه بود . زیرا پیامبر به تنهایی در رودر رویی عرب قرار گرفت ، جبهه های زیادی علیه دعوتش قد علم کردند ، جبهه ی بت پرستی در جزیره العرب ، جبهه ی آتش پرستان ، جبهه ی یهودیت ، جبهه ی نصرانیت که در زیر سایه دولت روم بیزانس دست به هر جنایتی می زد . بنا بر این ضرورت داشت تا پیامبر (ص) برای این مرحله حساس جهت مواجهه جبهه های مذکور با افراد اندکش آماده شود .
خداوند متعال در این سفر نشانه های قدرتش را بوی نشان داد تا وی را برای مقابله با دشنان آماده نماید. خداوند فرموده است ( سبحان الذی اسرا بعبده لیلا من المسجد الحرام الی المسجد الاقصی الذی بارکنا حوله لنریه من آیاتنا .) در سوره نجم آنجا که بحث از معراج می رود خداوند فرموده است ( لقد رای من آیات ربه الکبری ما ذاغ البصر و ما طغی)
آنگاه که خداوند موسی را بسوی فرعون فرستاد و نشانه هایش را بوی نشان داد تا در مقاله با فرعون تقویت شود.
فرضیت نماز بزرگترین ارمغان سفر معراج
سفر اسراء و معراج ضمن بزرگداشت پیامبر یک امر مهم دیگری را نیز در برداشت که در آینده زندگی مسلمانان تاثیر گذاری فراوانی داشت این امر ، فرضیت نماز بود .
عادت دولت ها بر این است که هنگام پیش آمدن امر مهمی سفیرانشان را فرا می خوانندتا شخصا حضور یابد و در مسئله پیش آمده نظر بدهد . و اینگونه خداوند سفیرش در میان انسانها را به سوی خویش فرا خواند تا بر وی نماز را فرض نماید . و این نشانه اهمیت بیش از اندازه نماز در زندگی مسلمانان و جامعه اسلامی است .
نماز معراج مؤمن است ، اگر پیامبر به سوی آسمانها عروج داده شد پس نزد تو ای برادر مسلمان ! معراج روحی است که به وسیله آن می توانی به آن جایی عروج کنی که خدا بخواهد.
رهبری جدید

در اینجا این نکته قابل ذکر است که چراحادثه اسرا از مسجدالحرام به سوی مسجد الاقصی اتفاق افتاد ؟ و چرا عروج مستقیما از مکه مکرمه به سوی آسمانها انجام نشد؟
معلوم می شود که عبور پیامبر از مسجد الاقصی مقصود بوده است و اقتدای پیامبران به نماز پیامبر بیانگر یک حادثه مهمی است و آن انتقال رهبر ی جهان از امتها و نبوتهای گذشته به امت و نبوت جدید است .
مسیر یکی است
همچنین خداوند با عبور دادن پیامبر از مسجدالاقصی خواست تا در میان دو مسجد ـ مسجدالحرام و مسجدالقصی ـ پیوند برقرار کند ، و عظمت مسجد الاقصی را در وجود مسلمانان زنده نگاه دارد ، تا در حق آن کوتاهی صورت نگیرد . مسجدی که مدت زمان طولانی به عنوان قبله اول مسلمانان بوده است . و جزو سه مسجدی است که به سوی آن ها سفر کرده می شود.
( البته در جایگاه دوم قرار گرفتن مسجدالاقصی پس از مسجدالحرام قبل از بنای مسجدالنبی بود زیرا بنای مسجدالنبی بعد از هجرت اتفاق افتاد.) بدین ترتیب قدس سومین شهر با عظمت اسلام است.
بشارت به مسلمانان
(بنا بر آن چه گذشت) مناسب است، مسلمانان جایگاه قدس را در دین ، عقیده و زندگی شان بدانند. بنابر همین جایگاه مهم قدس بوده است که مسلمانان در طول تاریخ تلاش نموده اند تا مسجدالاقصی در اختیارشان باشد. زمانی که اروپاییان جنگ های صلیبی را به راه انداختند و قدس شریف را اشغال نمودند و در آن حکومت تشکیل دادند خداوند از میان فرزندان اسلام فرماندهان رشیدی را بلند کرد که زندگی شان را برای آزادسازی مسجدالاقصی نذر کرده بودند.
این جنبش با فرمانده بزرگوار اسلام، عمادالدین زنگی و فرزندش شهید نورالدین محمود (شخصیتی که شهید نشده است اما چون زندگی اش را در شوق شهادت بسر برد لقب شهید را بر وی نهادند و در عدل، زهد و حسن سیاست شباهت زیادی با خلفای راشدین داشت.) و شاگرد نورالدین ، صلاح الدین ایوبی، قهرمان کرد تبار کسی که خداوند پیروزی بزرگ را به وسیله او در معرکه حطین محقق ساخت آغاز شد.
صلاح الدین قدس را فتح نمود ، در حالی که خون های ریخته شده اندک و به مقدار ضرورت بود. اما وقتی صلیبیان وارد آن شدند مردم تا زانو ها غرق در خون بودند.
هنگامی که واقعه اسراء به وقوع پیوست در محل مسجدالاقصی ، مسجد بلندی نبود بلکه محلی برای مسجد بود. چنانکه خداوند فرموده است ( و اذ بوانا لابراهیم مکان البیت...) پس گفته خداوند متعال (الی المسجد الاقصی) اشاره است به این که این مکان تبدیل به مسجدی خواهد شد که نسبت به اهل حجاز اقصی (دورتر) است.
معنایش این است که اسلام گسترش خواهد یافت و بر این مکان که تحت سیطره امپراطوری روم است غلبه خواهد یافت . و در آن مسجدالاقصی بنا خواهد شد ، و همین گونه هم شد . مسلمانان در عهد خلافت حضرت سیدنا عمر (رض) وارد قدس شدند سیفرینوس حاکم قدس، حاضر نشد تا کلید های قدس را به فرماندهان اسلام بسپارد و گفت: شخص خلیفه را می خواهم. حضرت عمر (رض) در آن سفر تاریخی وارد قدس شد و کلیدهای شهر را تحویل گرفت و عهدنامه ای به امضا رساند که به (عهدنامه ی عمری) معروف است. از جمله مفاد عهدنامه این ها بودند: جان، مال، فرزندان، معابر و شعائر مردم قدس و هر آن چه به سوی آن حرص دارند در امان اند . و نیز شرط گذاشت که به هیچ یهودی حق سکونت در این شهر را ندهند.
زمانی که مسلمانان وارد قدس شدند حتی یک یهودی در آن ساکن نبود زیرا رومی ها از سال 135 م قدس را از لوث آن ها پاک کرده بودند . و دولت یهودی از 25 قرن قبل از میلاد توسط بابلیان از بین رفته بود . و اینک یهودیان ادعا دارند که ما صاحبان اصلی قدس هستیم و این حق ماست. از قدیم عربها ساکن آن بوده اند، یبوسیان وکنعانیان سی قرن قبل از میلاد در آن ساکن بوده اند
و بیش از چهارده قرن است که در دست مسلمانان افتاده است ، حق شما کجاست ؟!!! . قدس حق ماست و ما در آن کوتاهی نخواهیم کرد ، زیرا کوتاهی درمسجد الاقصی ، کوتاهی در دین ، عقیده وکرامت بحساب می آید.
امروز اسرائیل تصمیم دارد ما را به آنچه که واقع است مجبور کند هر روز خانه های فلسطینیان را تخریب میکند، وبه شهرک سازیهایش ادام می دهد و به مسلمانان میگوید : بیایید سنگهای بیت المقدس را به شما میدهیم ، ببرید در عربستان هرچه دلتان خواست مسجد بسازید ما شما را در هزینه های ساختش کمک میکنیم نه ! خیر هرگز اجازه نخواهیم داد که مسجد الاقصی از دست ما برود .
مسجد الاقصی متعلق به همه مسلمانان است
هر فرد مسلمان در قبال مسجد الاقصی مسئول است ، مسئولیت فقط بر دوش فلسطینیان نیست .
من به بعضی از برادران فلسطینی گفتم : اگر شما در دفاع از مسجد الاقصی کوتاهی کنید و آن را بدست دشمنان بسپارید، بر ما لازم است که با شما بجنگیم ، همانطور که با اسرائیل می جنگیم ، زیرا مسجد الاقصی مال همه مسلمانان است .
والسلام 
تاريخ ثبت:19مرداد1387
ترجمه واقتباس : عبدالله بدری
منبع: سایت دکتر قرضاوی سخنرانی 30 / 7 / 2008