------

به پايگاه بزرگداشت مولانا خوش آمديد   


امروز ۱۳۸۷ جمعه ۱ آذر هجري شمسي معادل اِجُّمعَة ٢٢ ذو القعده ١٤٢٩
    
حضرت مولانا عبدالعزيز (رحمه الله) در سال 1295 هـ . ش /1335 هـ . ق / 1916 م در روستاي دپكور شهرستان سرباز واقع در جنوب شرقي بلوچستان به دنيا آمد
نام كاربري
رمز عبور
 
 
43  بازديد هاي امروز
4995
بازديدهاي اين ماه
20757  
مجموع بازديدها
20  
مجموع بازديد در حال حاضر
تاريخچه دولت صفويه در ايران
 
دولت صفویه را می توان نقطه عطفی در تاریخ ایران بشمار آورد ؛ زیرا با قیام آن شیعه اثنی عشری عنوان مذهب رسمی را به خود گرفت که آثار دراز مدتش را در تاریخ ایران و جهان به جا گذاشت .
صفویان خود را به شیخ صفی الدین اردبیلی ، یکی از شیوخ تصوف ، نسبت می دهند که سال 650 می زیسته است . شیخ صفی الدین آدم فعال و خستگی ناپذیری بود که همواره در سعی و تلاش بود ، و توانست پیروان زیادی را در سرزمین فارس بخود جذب نماید . و مذهب شیعه را در میانشان منتشر کند . فرزندان و نوادگان اردبیلی با موفقیت توانستند از عهده نشر مذهب شیعه برآیند و در جمع دوست داران و مریدان جایی برایش باز نمایند .
آنها توانستند قدرت و نیرویی بدست آورند و در تحولات سیاسی مناطق خویش مشارکت نمایند و از حالت صاحبان دعوت و شیوخ طریقت به بنیانگذاران دولتی تبدیل شوند که اهداف سیاسی خاص خودش را داشت . جوی که در قرن نهم هجری بر ایران حاکم بود و از هم گسیختگی سیاسی و ناامنی ای که بوجود آمده بود بهنرین فرصت بود تا صفویان از آن برای جذب پیروان بیشتر و امید بستن به تشکیل حکوتی که برای اولین بار در تاریخ اسلام ، شیعه مذهب رسمی آن شد ، بهره برداری نمایند.
تولد و نشأت شاه اسماعیل صفوی
اسماعیل صفوی در تاریخ 25 رجب 892 هـ دیده به جهان گشود و پس از وفات پدرش در تحت تکفل حاکم (لاهیجان )،( کارکیا میرزا) که طرفدار صفویان بود پرورش یافت .
اسماعیل صفوی 5 سال از عمرش را زیر نظر حاکم لاهیجان پشت سر گذاشت و یک جوان به تمام معنی شد . وی علاقه مند جنگ بود و در اسب سواری مهارت داشت و برای قیادت و رهبری آماده بود در همین دوران دولت مشغول نبردهای داخلی ای بود که در میان خانواده (آق قویونلو) رخ داده بود وی در آن زمان بر سرزمین فارس که مورد طمع صفویان بود حکم می کرد . اسماعیل صفوی و یارانش با راه انداختن چند جنگ تعدادی از حاکمان برخی مناطق ایران را با شکست مواجه ساختند و بسیاری از شهرهای ایران را در کنترل خویش در آوردند . با استیلای صفویان بر شهر تبریز که پایتخت (آق قویونلو ) بود بر شاه اسماعیل تاج پیروزی نهاده شد و تبریز به عنوان پایتخت صفویان معرفی گردید.
با دخول اسماعیل به تبریز در سال 907 هـ تاج گذاری اش به عنوان پادشاه ایران صورت گرفت ، و اطرافیانش او را به ابوالمظفر شاه اسماعیل الهادی الوالی ملقب نمودند ، و اسکناسها را با نام وی صادر کردند
شیعه مذهب رسمی صفویان
برغم آنکه عناصر شیعه در بعضی از مناطق ایران همانند : کاشان ، قم و ری موجود بودند اما مذهب رسمی کشور اهل سنت والجماعه بود ، اما اسماعیل صفوی بلافاصله پس از تاج گذاری اش و بدون هیچ گونه زمینه سازی شیعه را مذهب رسمی کشور اعلام نمود . مردم نیز جبرا و بدون هیچ رضایتی تن به پذیرش مذهب تشییع دادند .
اقدام شاه اسماعیل نه تنها با مخالفت علمای اهل سنت بلکه با مخالفت بسیاری از علماء شیعی نیز مواجه شد ، به گونه ای که عده ای از علمای شیعه به دربارش حاضر شده و گفتند : سه چهارم ساکنان تبریز را اهل سنت تشکیل میدهند و از مذهب شیعه آگاهی ندارند . ترس آن می رود که بگویند: حکومت شیعی را نمی خواهیم ، اما اسماعیل به اعتراض آنها اعتنایی نکرد و به خطباء و مؤذنین دستور داد تا تشهد شیعه (اشهد ان علیا ولی الله ـ حی علی خیر العمل ) را در اذان بیفزایند!
از آن به بعد مردم به ناچار مذهب شیعه را پذیرفتند باستثنای عده ای که توسط شاه اسماعیل از لبه شمشیر گذرانده شدند همچنین شاه اسماعیل مدارسی را صرفا برای تعلیم و گسترش مذهب شیعه بنا نهاد.
صفویان در مقابل ازبکها
پس از آنکه شاه اسماعیل صفوی توانست بر رقیبانش در مناطق مختلف ایران فائق آید ، تمام تلاشها را برای تقویت وحدت سیاسی اش بکار گرفت وخود را برای تسلط همه جانبه بر سرزمین فارس آماده نمود . برای رسیدن به این هدف چاره ای نبود جز رویارویی با قبایل ازبک که در مناطق شمال شرق ایران موج می زدند.
ازبکها سنی مذهب بودند ، محمد شیبانی که توانسته بود به حساب دولت تیموریان حکومتی بپا کند ، و بر پایتخت سمرقند غلبه یابد و سیطره اش را بر هرات بگستراند رهبری ازبکها را در دست داشت محمد شیبانی در آمادگی کامل برای جنگ بسر می برد وطی پیامی شاه اسماعیل را به ترک مذهب شیعه و بازگشت به مذهب اهل سنت فرا خواند و افزود در صورت سر باز زدن از این درخواست جنگ بنیان برکنی درانتظارش است .
با ارسال این پیام وقوع جنگ میان آنها حتمی شد شیبانی شخصیتی متصف به جرأت وشجاعت بود اما در فریبکاری و تاکتیکهای جنگی در سطح شاه اسماعیل نبود شاه اسماعیل نیز با آگاهی از این ضعف ، وی را در معرکه ای کشاند که از قبل برایش آماده کرده بود ، که سرانجام در سال 916 هـ توانست درحوالی مرو بر ازبکها شکستی وارد سازد که آوازه اش به همه جا رفت در این معرکه محمد شیبانی به شهادت رسید و پس از شهادت وی شاه اسماعیل به قتل عام مردم مرو پرداخت و زمستان را در هرات سپری نمود ، و برغم آنکه اهالی این منطقه سنی مذهب بودند ، شیعه را مذهب رسمی اعلام نمود
شکست جالدیران
ابتدا روابط دولت تازه تاسیس صفویه وعثمانیه خوب بود ، دلیلش هم آن بود که سلطا ن بایزید دوم که پس از سلطان محمد فاتح قدرت را به دسـت گرفته بود ، دوستدار صلح ، ادب ومنطق بود وعلاقه داشت تا روابط عثمانیها وصفویان بهبود یابد ، ولی وقتی متوجه شد که اسماعیل صفوی در آزار واذیت اهل سنت پیشروی می کند بگونه ای که اهل سنت مجبور می شوند تا پناهنده سرزمینهای عثمانی شوند ، برایش نامه ای نوشت و او را به التزام عقل وحکمت در برخورد با اهل سنت دعوت داد .
پس از آنکه سلطان سلیم اول بر اریکه قدرت نشست تنشها میان صفویان وعثمانیان شدت گرفت سلطان سلیم اول به تحریک صفویان با دیده تردید می نگریست و بیم آن داشت که مبادا قدرت بگیرند وتهدید جدی ای برای عثمانیها بحساب آیند . بنا بر این تصمیم گرفت تا قبل از اینکه صفویان آماده جنگ شوند بر آنها یورش برد از اینرو در تاریخ 19 محرم سال 920 هـ فرماند هان جنگی ، علما و وزرا را در شهر (ادرنه) گردهم آورد وخطر شاه اسماعیل صفوی و حکومت شیعی اش را در ایران به آنها گوش زد کرد و نیز به آنها گفت : شاه اسماعیل مرزهای دولت عثمانی را زیر پا گذاشته است و اهل سنت را در آسیا و کشورهای هند و افغانستان ، از برادرانشان در ترکیه ،عراق و مصر جدا نموده است .
سلطان سلیم اول توانست حاضرین را به ضرورت مقابله با صفویان قانع نماید ، زیرا همه می دانستند دولت صفویه تبدیل به تهدیدی جدی برای عثمانیها شده است سلطان سلیم اول سه روز پس از این اجتماع لشکر بزرگی بسوی ایران گسیل داشت و در میان راه به ( عبیدالله خان ) رهبر ازبکها نامه نوشت وطی آن کشته شدن عمویش را بدست صفویان متذکر شد تا او را برای انتقام جویی از صفویان وهجوم به خراسان آماده سازد .
سلطان سلیم می خواست ایران را به دو قسمت تقسیم نموده و خود از جانب غرب بر صفویان حمله ببرد و عبید الله خوان از جانب شرق بر خراسان شاه اسماعیل زمانی متوجه حمله همه جانبه عثمانی ها شد که مشغول بیرون راندن ازبک ها از خراسان بود . وی دستور داد تا تمامی راه ها و روستاهایی که در مسیر نیروهای عثمانی قرار دارند تخریب شود شاه اسماعیل با این اقدامش می خواست سبب دیر رسیدن عثمانی ها شود ، که همانگونه شد و تا حدودی از توان نیروهای عثمانی کاست . با این وجود عثمانی ها باز نیامدند و به مسیر خویش ادامه دادند ، و در منطقه (سیواس) در انتظار معرکه نشستند.
شاه اسماعیل به حضور در معرکه جنگ با عثمانی ها علاقه ای نشان نداد ، و سعی نمود تا با عثمانی ها در نیفتد . به همین جهت تلاش کرد تا عثمانی ها دیرتر برسند ، اما سلطان سلیم در جریان ماجرا بود ، و می دانست در ذهن دشمن چه می گذرد . بنابراین تمام توانش را به کار برد تا در اسرع وقت با صفویان روبرو شود . به ویژه پس از آن که نیروهای عثمانی از طول انتظار تحریک شده بودند دو گروه در دوم رجب سال 920 هجری در صحرای ( جالدیران ) در شرق ( اناضول ) در مقابل هم قرار گرفتند که سرانجام ، نبرد با وارد شدن شکستی فاحش بر شاه اسماعیل به پایان رسید شاه اسماعیل از میدان نبرد فرار کرد و راه آذربایجان را در پیش گرفت. و بسیاری از فرماندهانش بدست عثمانی ها اسیر شدند .
در چهاردهم رجب سال 920 هجری سلطان سلیم اول وارد تبریز، پایتخت صفویان شد و تمامی اموال و دارایی های شاه اسماعیل را به استانبول فرستاد و به سرزمینش بازگشت و به تعقیب شاه اسماعیل نپرداخت.
پس از شکست
گر چه شکستی که بر شاه اسماعیل وارد شد بسیار سنگین بود و آوازه اش به همه جا رفت، اما این پایان کار نبود ، زیرا هر دو طرف ایده ی یورش همه جانبه و نابودی طرف دیگر را در سر می پروراندند بر اثر این شکست شاه اسماعیل از راه صلح وارد شد و به سلطان سلیم پیشنهاد صلح داد که با مخالفت جدی سلطان مواجه شد ، طوری که دو سفیر صفویان را به نشانه اعتراض در زندان انداخت بر اثر این پیروزی رؤسای کردستان که سنی مذهب بودند به یاری عثمانی ها شتافتند ، طولی نکشید که 25 شهر ایران برغم محکم کاری های صفویان تابع حکم عثمانی ها شد .
عثمانی ها همچنان به پیشروی خویش ادامه دادند ، و مناطق دیار بکر و ماردین و سایر شهرهای کردستان را به مجموعه فتوحاتشان افزودند بدین ترتیب ایرانی ها در مقابل عثمانی ها قرار گرفتند و صفویان هیچ گونه راهی برای گسترش سیطره خویش نمی یافتند.
تبعات شکست
شاه اسماعیل صفوی که تا کنون با چنین شکستی مواجه نشده بود ، بکلی تغییر کرد ، وآثار منفی آن در زندگی اش نمایان بود ، به گونه ای که عزلت اختیار کرد و یاس و ناامیدی بر وی مستولی گشت، لباس سیاه پوشید ، عمامه سیاه بر سر نهاد و روی پرچم های سیاه کلمه «قصاص» را حک نمود. و به نوشیدن شراب روی آورد . در فکر انتقام گیری از سلطان سلیم اول بود که وی در 928 هجری در راه بازگشت به ایران به منظور هجومی دیگر بر صفویان وفات یافت رحلت سلطان سلیم سبب شد تا شاه اسماعیل بیش از گذشته در صدد انتقام جویی بر آید. اما فرارسیدن مرگ وی پایانی شد برای تمامی آرزوهایش .
وی در سن 37 سالگی در 18 رجب در نزدیکی آذربایجان بر اثر مرض سل از دنیا رفت و در اردبیل در جوار اجدادش دفن گردید، و طهماسب اول به جایش نشست.
صفوی در ترازو

تردیدی نیست که شاه اسماعیل از صفات کامل بنیانگذار یک دولت همانند: ذکاوت، صبر، توان تحمل مشکلات، رهبری ، شجاعت و جذب افراد و توانایی نفوذ درآنها وقانون گذاری بهرمند بود. درجوانی حکومتی تاسیس کرد که مرزهایش به همان نقطه هایی رسید که در دوران ساسانیان رسیده بود و سرزمینهای فارس، عراق خوزستان، کرمان و خراسان را در بر می گرفت اما ایرادهایی که بر وی وارد است عبارتند از: علاقه بیش از حدش به شراب نوشی و غلبه طبیعت فسق و فجور در بسیاری از مراحل زندگی اش و قساوت و سنگ دلی که با دشمنانش روا می داشت و همواره در فکر انتقام جویی بود حتی پس از مرگش شگفت آور این که این قساوت از شخصی بروز می کند که شعر را دوست دارد و به زبان های عربی، ترکی و فارسی شعر سروده است .
از وی دیوان شعری به زبان ترکی به جای مانده است که اشعاری را در وصف پیامبر(ص) ، سیدنا علی ابن ابی طالب (رض) و ائمه اثنی عشر در بر دارد در پایان ذکر این نکته ضروری است که سیاست شاه اسماعیل پای اجنبی را در ایران و منطقه خلیج باز کرد. و جنگ های صفویان و عثمانی ها ضررهایی را به اسلام وارد ساخت و تنش های مذهبی میان شیعه و اهل سنت به درگیری های مسلحانه انجامید.
**********************************************************************************************
منابع
بدیع جمعه احمد الخولی : تاریخ الصفویین و حضارتهم ـ دار الرائد العربی : القاهره ـ1976م رونالد ولبر : ایران ماضیها و مضارعها ـ ترجمه عبدالنعیم محمد حسنین ـ دارالکتب المصری ـ القاهره ـ 1985م محمد فرید بک : تاریخ دوله العلیه العثمانیه ـ تحقیق احسان حقی ـ دارالنفائس ـ بیروت 1453هـ عبدالعزیز سلمان: الشعوب الاسلامیه ـ دارالنهضه العربیه ـ بیروت 1973
تاريخ ثبت19/مرداد/1387 
ترجمه و اقتباس: عبدالله بدری